کسی که مرغ است قطعا نمی تواند از شما یک عقاب بسازد

commentبدون دیدگاه

دوست عزیزی می گفت: سینا به نظرم مراجعین تو را افراد دیوانه تشکیل می دهند، آنها واقعا خل شده اند و نمی دانند با درآمدهای بسیار بالایی که کسب می کنند، چه کنند؟
به او گفتم : منظورت چیست؟
او گفت: مردان و زنانی را می شناسم که بسیار موفق هستند اما می گویند تو مشاورشان هستی ! آنها چه نیازی به مشاور دارند؟
به ایشان عرض کردم: این افراد در زمینه ای خاص بسیار موفق هستند اما در سایر بخش های زندگی موفق عمل نمی کنند. شبکه های اجتماعی و سایتها مملو است از اخبار طلاق ؛ تصادف های رانندگی ؛ اعتیاد به مواد مخدر ، داروهای ضدافسردگی ، میل به خودکشی ، شکست در سرمایه گذاری ، شکست عاطفی ، شکست تحصیلی و …
شاید بپرسی چرا این انسان های موفق، ناراضی یا افسرده هستند؟
پاسخ کاملا واضح است: تلاش آنها برای موفق شدن در زمینه ای خاص باعث ایجاد یک عدم تعادل و ناهماهنگی بین سایر وجوه زندگی شان شده است.

زندگی بدون تعادل ، روابط تان را با دیگران خراب می کند، سلامتی شما را می گیرد و اعتقادات تان را سلب می کند. زندگی بدون تعادل به قیمت از دست دادن دارایی ها و در نهایت خوشخبتی تان تمام می شود. پس چیزهایی در زندگی خود پیدا کنید که در همه ی وجوه زندگی به شما انگیزه بدهد. موفقیت تان به همین امر بستگی دارد.

من اصلا متوجه نمی شوم تو چرا به افراد موفق مشاوره می دهی ! مثلا فلان تاجر موفق چه نیازی به مشاوره های تو دارد

 

عقابی، چهار تخم بزرگ جوجه عقاب در لانه داشت. روزی زمین لرزه ای باعث لرزش صخره ها و سر خوردن یکی از تخم ها به پایین کوه شد. تخم عقاب داخل مزرعه مرغ و خروس ها افتاده بود. مرغ ها نیز با توجه به غریزه شان می دانستند که باید از تخم ها مراقبت کنند. بنابراین یکی از مرغ های مسن و قدیمی مزرعه داوطلب نگهداری و مراقبت از تخم بزرگ شد. تخم بعد از چند روز شکست و یک جوجه عقاب زیبا از داخل آن بیرون آمد. جوجه عقاب از همان روز تولد احساس می کرد که یک جوجه مرغ است و آن مرغ پیر مادر واقعی اش است. طولی نکشید که او باور کرد که هیچ چیزی بیشتر از بقیه ندارد و او هم مانند سایرین فقط یک مرغ است. عقاب خانه و خانواده اش را دوست داشت اما روح او برای چیزی بیشتر از آنچه بود فریاد می کشید. روزی او با سایر دوستان مرغی اش در مزرعه بازی می کرد که ناگهان نگاهش به آسمان افتاد و متوجه یک دسته عقاب شد که در اوج آسمان پرواز می کردند. عقاب فریاد زد اووووووه .

سپس اشک در چشمانش جمع شد و آرزو کرد که ای کاش می توانست مانند آن پرندگان در آسمان اوج بگیرد و پرواز کند. یکی از مرغ ها که حرف او را شنید، خندید و گفت: « تو نمی توانی با آن پرنده ها پرواز کنی زیرا تو یک مرغ هستی و مرغ ها نمی توانند در آسمان اوج بگیرند و پرواز کنند. » عقاب همچنان به افق خیره شد و پرواز عقاب ها را تماشا کرد. خانواده ی واقعی اش آن بالا بودند و او آرزو می کرد که ای کاش می توانست با آنها باشد. اما هر زمان که رؤیایش به او می گفت که می تواند اوج بگیرد و پرواز کند، با خودش می گفت این کار شدنی نیست، فراموشش کن.  بعد از مدتی عقاب آرزویش را فراموش کرد و مانند سایر مرغ ها به زندگی خود پرداخت تا اینکه پس از سالها زندگی در قالب یک مرغ ؛ از دنیا رفت.

اگر ما به حرف مرغ های اطرافمان گوش دهیم ، مانند آن مرغ ها زندگی خواهیم کرد و مانند آنها نیز از دنیا خواهیم رفت. ما هر روز با این مرغ های شکست خورده سر و کار داریم. معلم یا استاد دانشگاهی که با سخنان طعنه آمیزش مانع پرواز شاگردان خود می شود، حکم همان مرغ را دارد.

البته باید خدا را شاکر باشم که پدر و مادر بسیار خوب و فهیمی داشتم که انصافا در زندگی و کارشان یک عقاب بودند. زمانی که بزرگترین آرزویم کسب رتبه ی زیر صد در کنکور و تحصیل در رشته ی معماری دانشگاه تهران بود، پدرم سقف آرزوهای مرا بالا و بالاتر برد تا جایی که به یکباره دیدم از دانشگاه استنفورد سردرآورده ام.

به نظرم این دیوانگی است که سالها با یک روش خاص زندگی کنیم اما انتظار موفقیت داشته باشیم. ما که حیوان یا پرنده نیستیم که نتوانیم مسیر زندگی مان را تغییر دهیم. اگر یک غاز بخواهد در زمستان بجای غرب به جنوب پرواز کند، قطعا نمی تواند زیرا حیوانات بطور کامل توسط آنچه در کد ژنتیکی شان نوشته شده است، هدایت می شوند اما ما متفاوت هستیم. به عنوان یک انسان اگر داستان زندگی مان را که تا این لحظه رخ داده است دوست نداریم، می توانیم آنرا دور بریزیم، کد را پاره کرده و آنرا از نو رقم بزنیم.

 

 

من همیشه عاشق عقاب ها بوده ام و گوشهایم را دربست در اختیار توصیه ها و رازهای موفقیتشان قرار داده ام. عقابها چند ویژگی مشترک دارند:

۱- آنها نه تنها آرزوها و باورهای شما را مسخره نمی کنند، بلکه شما را تشویق می کنند تا بسوی تحقق آنها گام بردارید.
۲- عقابها خود افراد موفقی هستند اما در نهایت تواضع و فروتنی با شما رفتار می کنند.
۳- عقابها مدام رو به رشد هستند و هیچگاه متوقف نمی شوند.
۴- از مصاحبت با عقابها لذت می برید و هیچگاه از بودن با آنها خسته نمی شوید.

در انتها در برابر مدیران ، دبیران و کادر اداری و آموزشی دبیرستان البرز سر تعظیم فرود می آورم و دستشان را می بوسم حتی این دبیر فیزیک عزیز و نازنین.

برگی از خاطرات و تجربیات سینا تهرانی مشاور تحصیلی و علوم موفقیت فردی و تجاری

 

Related Posts

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست