برنامه درسی و مشاوره تحصیلی اشتباه دو سال مرا پشت کنکور نگه داشت

commentبدون دیدگاه

چند سالی است که از زبان برخی از مشاوران تحصیلی شنیده می شود که نوشتن برنامه درسی کار خود دانش آموزان است. استدلال آنها این است که

از بس مشاوران تحصیلی مدرسه و آموزشگاه کنکورم در گوشم فرو کرده بودند که هیچ کس به اندازه خود دانش آموز نمی تواند برای خودش برنامه درسی بنویسد واقعا باورم شده بود که رتبه های برتر کنکور هم برنامه های درسی شان را خودشان نوشته اند. اما زمانی باورهایم فرو ریخت که دو سال ارزشمند از زندگیمو براحتی پای این تفکر اشتباه از دست دادم. یک روز از یکی از بچه های مدرسه که رتبه ی خیلی خوبی هم در کنکور کسب کرده بود و حالا دانشجوی سال دوم پزشکی دانشگاه تهران بود پرسیدم : ببین زهرا ! میشه ازت بپرسم چطوری برای کنکورت برنامه ریزی می کردی ؟ چه منابعی رو می خوندی ؟ چند ساعت در روز مطالعه می کردی ؟ اصلا کی درس می خوندی و کی می خوابیدی ؟ چقدر تست می زدی ؟ و …

زهرا گفت مگه یک کنکوری بلده برای خودش برنامه ی درسی بنویسه ؟ یعنی فکر کردی من کی هستم که بخوام برای خودم برنامه ی درسی بریزم ؟ رئیس سازمان سنجش ! آقای توکلی مشاور سازمان سنجش که از وقتی بچه بودم می شناسمش ! یا یک متخصص کارکشته که از جیک و پیک کنکور آگاهی داره ! اگه قرار بود خودم برای خودم برنامه ریزی کنم که حالا حالاها باید پشت کنکور می موندم!

بهش گفتم می خوای بگی یکی دیگه برات برنامه درسی می نوشت؟ آخه چطوری !

زهرا گفت: معلومه دختر! هیچ کس به اندازه ی یک مشاور تحصیلی حرفه ای که هم خط فکری روانشناسان و طراحان کنکورو می شناسه و با جزییات کنکور آشناست و هم با شناختی که ازت پیدا می کنه نمی تونه یک برنامه ی درسی جامع و حساب شده برات بنویسه !
بعد با نگاه عاقل اندر سفیهش ادامه داد: نکنه تو خودت برای خودت برنامه می نوشتی !
گفتم : متأسفانه بله ! هیچ وقتم نمی تونستم یه برنامه ی درست و حسابی ای بنویسم که قادر به انجامش باشم. البته سال دوم رفتم پیش یه مشاور کنکور به نام … که اونم معتقد بود خودم باید برای خودم برنامه درسی بنویسم اما سر فصل هارو بهم می داد و بهم می گفت که مثلا چه کارهایی بکنم و چه کارهایی رو تا کنکور تعطیل کنم ! بعضی وقتها هم بهم زنگ می زد یا توی تلگرام پیام می داد و کنترلم می کرد که مبادا تنبلی کنم !

زهرا که از حرفهای من خندش گرفته بود در حالیکه با صدای بلند می خندید: گفت : بهت برنخوره ها ! تو توی مدرسه خیلی از من باهوشتر و بهتر بودی برای همین تعجب کردم که عقلتو دادی دست اینجور مشاورا ! این مشاور تحصیلی ای که اسم بردی خودش دانشگاه آزاد درس خونده بعد اونوقت چطوری بهش اعتماد کردی که برات نسخه موفقیت بچینه ! اون اگه واقعا برنامه ریزی درسی بلد بود هم خودش باید یه رتبه ای می شد تا مجبور نباشه بره دانشگاه آزاد و هم هیچ وقت با سرنوشت زندگیت بازی نمی کرد و بهت نمی گفت که خودت باید برای خودت برنامه ریزی کنی!

حرفهای زهرا به نظرم خیلی منطقی و درست می اومدند! اون راست می گفت من هیچ وقت از خودم نپرسیدم که چطوری یه دانشگاه آزادی می تونه یه مشاور تحصیلی حرفه ای و موفق هم باشه و باعث موفقیت شاگرادش بشه ! در حالیکه به شدت از دست خودم عصبانی بودم از زهرا پرسیدم: ببینم برنامه درسی تو رو کی درست می کرد! اصلا چه ویژگی هایی داشت که باعث شد تا پزشکی دانشگاه تهران قبول بشی!

زهرا گفت: ببین من برای انتخاب مشاور تحصیلی خیلی تحقیق کردم ، خیلی زیاد چون آینده ی زندگیم برام خیلی مهم بود و نمی خواستم حتی یک ساعتشو براحتی از دست بدم برای همین هم خیلی وقت گذاشتم و با مطالعه و دقت زیاد مشاورمو انتخاب کردم. از اونجایی که مامان و بابام بهم یاد دادند که خوش باور و ساده لوح نباشم اصلا به شعارها و حرفهایی که مشاورای کنکور می زدند توجه نمی کردند، مثلا یکیشون توی سایتش زده فلان رتبه ها مال من بودند در حالیکه اسم همون رتبه هارو با یه سرچ ساده می تونی توی چندتا سایت دیگه هم ببینی که همشونم ادعا دارند این رتبه ها شاگردای ما بودند. یا چندتا سایت مصاحبه هایی از این رتبه ها بصورت فیلم یا متن گذاشته بودند که نشون بدند اینا واقعا رتبه های اونها بودند اما اینم معیار درستی برای اعتماد کردن به اینها نبود چون می دونستم که با یه مبلغ ناچیزی میشه این رتبه ها رو خرید و ازشون خواست تا برات تبلیغ کنند. چند تا کانال تلگرام هم کارنامه هایی توی کانالهاشون گذاشته بودند که بگند این کارنامه های رتبه های برترشونه اما وقتی یکیشونو به دختر داییم که اونم دانشجوی پزشکی دانشگاه تهرانه نشون دادم گفت مشخصات رتبه ی طرف توی زیر گروهها با تعداد شرکت کننده ها نمی خونه ! بعدش متوجه شدم که اینا همش جعلیه و نمیشه بهشون اکتفا کرد. خلاصه سرتو درد نیارم من بجای اعتماد به شعارها وقت گذاشتم و یه جلسه پیش چندتا مشاور تحصیلی معروف شهر تهران رفتم ، حرفهاشونو شنیدم و با هم مقایسه کردم بجز آقای تهرانی که اصلا نمی شد ایشونو برای یک جلسه دید و ارزیابی کرد برای همین نشستم و با حوصله مصاحبه ها و دیدگاههاشو خوندم و برای خودم تحلیل کردم ، دیدم خب خیلی منطقیه ! نه شعاری توشه نه تبلیغاتی ! بلکه کاملا علمی و عملیه ! ضمن اینکه با مطالعه اون دیدگاهها متوجه شدم با یک مشاور تحصیلی علمی و سختگیر مواجهم که حاضر نیست برای جذب شاگرد خودشو به آب و آتیش بزنه ! در حالیکه بقیه دارند خودشون می کشند تا شاگرد جذب کنند! از همون برنامه درسی اولی که دریافت کردم بخوبی می شد تفاوت برنامه ی درسی ایشونو با بقیه دید. برنامه ای که از همون اولش با ذوق و اشتیاق زیادی اجراش می کرد. اون برنامه پیش بینی همه چی رو کرده بود. مثلا اگه مریض بشم و نتونم درس بخونم چی میشه ! یا یک روز نرسم درس بخونم ! یا اینکه فلان درسارو کی باید مرور کنم ! چطوری درس بخونم ! و خیلی چیزای دیگه ! اون برنامه چیزی رو به من دیکته نمی کرد بلکه کاری کرده بود تا من به دلخواه خودم اجراش کنم و پیش برم. روال برنامه های درسی مشاور کنکورم طوری بود که اصلا خسته نمی شدم و با اشتیاق تمام اجراش می کردم. وقتی به کنکور رسیدم متوجه شدم که دقیقا همه چیز سر جای خودش بوده و سر جلسه ی کنکور دقیقا می دونستم باید چیکار کنم.

من اعتقاد دارم مشاوری که بهت می گه خودت باید برنامه ریزی درسی بکنی همه چیزو داره به شانس و اقبال و تقدیر می سپاره و در واقع داره خودشو راحت می کنه اما نمی دونه که با زندگی ما بچه ها بازی کرده ! اما برنامه های درسی مشاورم هیچ چیزو رو به قضا و قدر نسپرده بود و برای تک تک لحظات زندگی من فکر کرده بود! حتی بدون اینکه خودم متوجه بشم ابعاد شخصیتی من رو کاملا می ساخت ، بهم فکر کردن یاد داده بود ! اینکه چطور یک کار بسیار عالی رو از یک کار معمولی یا حتی خوب تشخیص بدم. اینکه چطور بزرگ بیاندیشم ! بزرگ عمل کنم ! اعتماد به نفس بالایی داشته باشم و اجازه ندهم که هیچ مانعی جلوی رشد و پیشرفتمو بگیره ! آقای تهرانی اصلا هراسی نداشت که ما شاگرداشون هم بزرگ و برتر فکر کنیم برای همین هرچی که بلد بودند به ما یاد می دادند. اما خیلی ها همیشه این ترسو دارند که نکنه روزی این شاگرد من رقیب من بشه !

برنامه های درسی مشاور تحصیلیم هیچ وقت منو محدود نکرد ، ایشون هیچ گاه به ما نگفت فلان کارو بکنید یا فلان کارو نکنید! بلکه یک مسیر علمی و مطمئن برامون طراحی کرد و مارو در اون مسیر آزاد گذاشت ، هرچند کاملا حواسش به ما بود اما بیخود و بی جهت سر راه ما قرار نمی گرفت بلکه همیشه کنارمون بود. من این حسو در اجرای برنامه های درسی و فرامین ایشون هم داشتم و هیچ وقت حس نکردم دارم به زور یه چیزی رو اجرا می کنم چون واقعا زوری در کار نبود ، مسیر کاملا مشخص و روشن بود و انتهاش هم مشخص بود به کجا ختم میشه !

Related Posts

برای نوشتن دیدگاه باید وارد بشوید.
فهرست